صائن الدين على بن تركه

111

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

إيّاك و اسم العامريّة إنّني * أغار عليها من فم المتكلّم با آنكه سلطان غيرت ابا مىكند از اين معنى ، پيش عاشق گران مىنمايد كه به مخالب قواى جسمانى ، شهباز وصل محبوب در حيطهء ادراك در آيد . « 1 » دامن عزّت چه آلايد به دل ؟ جان را چه بود ؟ * دل همه خونست گو تا خيمه را برتر « 2 » زند چه ، اين جوارح كثيف را چه مجال آن است كه گرد آشيانهء لطف او گردند ؟ « 3 » چه نازكى كه چو ياد تو مىكنم در دل * رُخت ز آتش انديشه تاب مىگيرد و لهذا مىگويد : بر او زحمتى ديدم از اين جوارح كه در من است و واسطهء التذاذ من شده‌اند ، كه آن زحمت به نزد من همچو ايثار رحمتى است كه اگر نه از ميامن آن زحمت بودى ، ظهور او بر مشاعر من كه محلّ احتظاى من است ، نتوانستى بود . [ 141 ] و ليكن سلطان عزّت و غيرت چنان در كمين است كه اگر قوّت سامعه - كه بريد صاحب سرّ است - در مقام صمم ندارد خود را ، دم از شنوايى زند و اظهار اوصاف خود كند زبان را - كه خطيب منبر اعلان است - هرآينه خدمتش با وجود آنكه ابعد است از او در مراتب ادراك و شهود ، سكوت پيشه سازد . « 4 » هزار بار بشويم دهان « 5 » به مشك و گلاب * هنوز نام تو بردن مرا نمىشايد [ 142 ] و همچنين اگر لسان من نيز ذكر او را به هديه فرستد از براى دل ، و حال آنكه او مالك صمت خود نتواند شد ، گوش كه رسول و حامل آن هديّه است ، صمم اختيار كند و از هيبت سلطان عزّت ، نتواند حمل آن كردن . « 6 » آنجا كه يار پردهء عزّت فروهلد * نى « 7 » پرده‌دار ماند و نى « 7 » پرده نى « 7 » رسول * * * [ 143 ] أغار عليها أن أهيم بحبّها * و أعرف مقداري فأنكر غيرتي

--> ( 1 ) . تب فر : + بيت . ( 2 ) . فر : خيمه بالاتر . ( 3 ) . فر : + بيت . ( 4 ) . تب : + بيت . ( 5 ) . تب : زبان . ( 6 ) . تب فر : + بيت . ( 7 ) . ال تب فر مل : نه .